قنات شناسی

فن آوری های حفرقنات

 در احداث قنات فراهم آمدن مقدماتی ضرورت دارد ومراحلی به شرح زیر باید طی شود

الف- آنچه دردرجه ی اول اهمیت است شناسایی مناطق آبخیز است ، کرجی دراین زمینه دستورالعمل هایی دارد که مقنیان امروزی هم هنوز کم و بیش بدان عمل می کنند

1-قرار داشتن لایه یالایه های آبدار در عمق کم که از طریق وجود چشمه یامانداب قابل تشخیص است .

2-پوشش گیاهی:زمین های ناکشته ای که برسطح آن هاگیاه فراوان وجود دارد دارای آب هستند و آب آن هادر ژرفای کم قرار گرفته ، مخصوصا اگر هنگام صبح بر روی گیاهانش رطوبت و شبنم قرارگرفته باشد همچنین زمینی که بر سنگ هایش گیاه رسته باشد دارای آب پنهانی است ، برای مقنیان مجرب وجود یک شاخه سبز برخاک کافی است که عمق سطح آب زیرزمینی را درآن نقطه حدس بزنند وجودبرخی گیاهان به شرط این که مزروع نباشند دلیل بر وجود آب است  مثل خرفه ،  نی نازک میان پر ،گاوزبان ، کنگر ، پرسیاوشان گزنه  شیرین بیان ، درخت بنه ، خارشتر ، علف هفت بند .

3- وجود جانداران : پراکندگی پاره ای از جانداران مثل قورباغه ، حلزون و بعضی حشرات درزمین هایی که رودخانه ، چشمه یا برکه ای وجود ندارد دلیل آب پنهانی است .

4- رنگ و شکل زمین: کوه های سیاه رنگ و پرنم که دارای سنگ های آمیخته به گل باشند و نیز کوه های سبز و زرد و سرخ رنگ بخصوص کوه های سیاه رنگی که دارای سنگ نرم و متورق و بالای آن پهن و مسطح باشد از دیگر کوه ها پر آب ترند (کرجی1345ص 47تا37)

ب- گمانه زنی : گام دوم در احداث قنات برای یقین یافتن به وجود آب حفر چاه گمانه سپس تراز کردن و تعیین شیب راهروهای زیرزمینی است که چاه گمانه را به دیگر چاه ها متصل می سازد ، این نکته به قدری اهمیت دارد که حتی اگر در منطقه ای شیب زمین کم باشد ، احداث قنات مقرون به صرفه نیست  زیرا چنین قناتی طولانی و پرهزینه خواهدبود . درمورد شیب دو نظریه وجود دارد:

1-شیب کف کوره ی قنات از مادرچاه تا مظهر باید یک نواخت بوده از 1:6000تاچند در1000  است

2- چنین شیبی درقسمت تره کار با خشکه کار متفاوت است و نمی تواند همه جا به یک اندازه باشد ، در تره کار1:1000 و درخشکه کار1000: 5/ تا3:1000 است . به نظر کرجی مقدار شیب کف کوره قنات بایداز آغاز منبع تا اول دهانه یا مظهر درهر فرسخ تقریبا یک ذراع (= 1:1000 )باشد (همان ص  45)

 

 

 

       

1- گل کشی

 

2- تراز کردن قنات    

 

+   سعيد جانب اللهي ; ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳٩۱

تاریخچه ی قنات

تمدن های اولیه و فرهنگ های بزرگ وگسترده همگی درکنار رودها یاچشمه های بزرگ شکل گرفته است ، امادر عین حال چه بسیار       تپه ها و محوطه های باستانی وجود دارد که در اطراف آنهاگاهی تاکیلومترهامنابع آب دیده نمی شود ، پس انسان های مستقر در این   تپه هاچگونه نیاز خود را به آب تأمین می کرده اند وانگهی باافزایش جمعیت بخصوص پس از مهاجرت آریایی ها به ایران در اوخر هزاره ی دوم قبل از میلاد دیگر منابع موجود و قابل دسترس پاسخگوی نیازها نبود و مردمان را به فکر چاره جویی انداخت ، نخست اندیشه ی انتقال آب رودخانه به نقاط دورتر و سپس استفاده از منابع زیرزمینی از طریق حفرچاه را آغاز کردند، برداشت آب ازچاه ، اول بادست و نیروی انسانی بود ، بتدریج به فن گاوچاه و چرخاب دست یافتند وتامدتها مزارع خودرا با این وسیله آبیاری می کردند ، با تلاش پی گیر برای دستیابی به     راه های ساده تر برای استحصال آب به بزرگترین کشف خویش یعنی حفر قنات رسیدند . گوبلو معتقد است آب های نشتی در داخل معادن معدنچیان رابه فکر وا داشت که به طریقی آن را به خارج معدن منتقل کنند ، برای این منظور اقدام به حفر دهلیزهای زیرزمینی و انتقال      آب های مزاحم به سطح زمین کردند ، بنابراین شکی نیست که عنصر اصلی قنات یعنی دهلیز زهکشی آب ، یک ابداع معدنچیان است (گوبلو13ص107) البته برخی نظر او را صائب ندانسته اند ، نامبرده معتقد است که اهالی اورارتور برای نخستین بار قنات را به کارگرفتند ؟ بعدها بر اثر نفوذ مادها و پارس ها این فن از امپراطوری اورارتورها واقع درشمال غربی ایران به سوی جنوب و شرق و سرتاسر فلات ایزان انتقال یافت و توسط سناخریب پادشاه آشور (624-584ق.م) در بین النهرین مورد استفاده قرار گرفت و هخامنشیان این تکنیک را به مصر منتقل کردند  امروزه 90% قنات های موجود درجهان در فضای فرهنگ ایرانی قرار دارد و همیشه وضع از این قرار بوده و این تکنیک در انحصار ایران بوده است (همان ، ص45) وی از قول یکی از جهانگردان به نام دوپره می نویسد : در دنیا کشوری که بتوانداز لحاظ هنر آبیاری با ایران برابری کند وجود ندارد و از قول ژوبردوپاسا جهانگرد دیگری می افزاید بدون قنات نه پاسارگادی وجود می داشت و نه تخت جمشیدی ( همان ، ص144)

آمارقنات های ایران: قدیم ترین آمار موجود مربوط به سالهای1329تعدادقناتهای ایران را40000 باآب دهی600000 لیتر در ثانیه ذکر کرده است ، طبق برآورد دیگری در سال 1340در ایران 30000قنات وجود داشته که  20000 آن با آب دهی  5600000 لیتر در ثانیه دایر بوده است (همان ، ص150) بر اساس آمار غیرمدون موجود در بخش آب های زیرزمینی وزارت نیرو درسال1360 تعداد 19442قنات دایر بوده است که به موجب آمار 1366به 23453  قنات افزایش یافته است (کردوانی (1371) ص 505)    طول قنات های ایران بالغ بر 350000 کیلومتر یعنی تقریبا برابر با فاصله  بین کره ماه و زمین است  (همان ص317)

قنات های مشهور و قدیمی ایران مربوط به استان های خراسان ، کرمان ، یزد  ، آذربایجان شرقی ، اصفهان و سمنان است عمیق ترین مادرچاه مربوط به قنات قصبه است که بنا بر پژوهش های باستان شناسی رشته اصلی آن حدود 2000 سال پیش حفر گردیده و قدمت آن موجب رواج افسانه های فراوان در باره ی آن شده است ، این همان قنات است که ناصر خسرو در سال 442 ق. عمق آن را 700 گز و طول آن را چهار فرسنگ ذکر کرده است ، اما بر اساس تحقیقات یاد شده مادر چاه آن 200 متر عمق دارد و طول آن  13135متر است (لباف1376ص5-274)

سابقه قنات دریزد

  یزد یکی ازمناطق قدیمی است که قنات های معروف باسابقه چندصدساله داشته است ، حفر اولین قنات یزدرا همزمان بابنای شهر و به اسکندر نسبت می دهند ، بنا به نوشته ی تاریخ های محلی اسکندر بعضی از سرهنکان داراب را که  اعتمادی به ایشان نداشت باخود همراه کرد و ازعراق متوجه خراسان شد ، چون به سر بیابان خراسان رسید که اکنون شهر یزد است ، به لشکر بفرمود تا قلعه ای بساختند ونهری جاری کردند وکسی ازآن خودرا آنجا بنشاند و آن جماعت را درآن ساکن گردانید و آن مقام را کثه نام نهاد و این اول عمارت یزد است که آن را زندان ذوالقرنین می خوانند (جعفری1343ص26) بنا به قول کاتب مؤلف تاریخ جدید یزد این قنات ده آباد نام داشته و تازمان وی دایر بوده است(کاتب 1345ص25) .

بااین حال طبق متون تاریخی سابقه بیشتر قنات های یزد به دوره ی ساسانیان می رسد ، آبادی های زیادی دریزد وجود داردکه تاریخ های محلی بنای آن ها را به شاهزادگان یا بزرگان ساسانی نسبت داده اند ، مستوفی نوشته است:انوشیروان از دختر خاقان چین دو فرزندکرامت شد  یک پسر ویک دختر ، پسررا هرمزشاه و دختر را مهرنگار نام کرد انوشیروان یزد را به اقطاع مهرنگار داد ، چون مهرنگار مالک رقاب یزد گردید  عاملان نصب فرمود و عمال را مأمور ساخت که بنایان و مقنیان که از ممالک به یزد آورده اند به عمارت و احداث قنوات مامور گردانند از آن جمله در 8 فرسخی شهر دیهی وسیع ساخت و آن را به نام خود مهرگرد نام کرد و اکنون آن قصبه را مهریجرد می خوانند ، و قناتی جاری ساخته مهرپادین نام گذاشت ( مستوفی 1342ص26) و هرمز در یک فرسخی مهریجرد قنات جاری ساخته دهی معتبر عمارت کرد و آن را هرمز نام نهاد و اکنون به خورمیز اشتهار یافته ( همان جا)  و درجای دیگر می نویسد ، وقتی پادشاهی به ایران دخت قراریافت ، او سرهنگی خاص به حکومت یزدنامزد فرمود ابرند نام ، او به یزد آمدحسب الامر در دو فرسنگی شهر دیهی احداث نمود و بیوتات و بساتین و کشتخوانات مرتب داشت وقناتی جاری ساخت وآن قریه راایران آباد نام نهاد ، قریب 700سال آباد بود و بعد فتوری در آن پیش آمد و اکنون آباد است و آن را ابرندآباد می گویند (همان ص31-30) همو آب مدوار را به چند قسم منقسم گردانید و در حوالی مهریجرد به 14 تغار قسمت نمود که در10روستای: مهریجرد،منگاباد ،  سریزد ، فهرج ،خویدک ، فتحاباد ، نعیماد ، مریاباد (مریم آباد) ، پای کوشک و خورمیز شرب می شود .

   در دوره ی سلاجقه این نهضت حتی به کنیزان و خواجه سرایان هم سرایت کرد ، به طوری که دو کنیز ارسلان خاتون ( همسرعلاء الدوله کالنجار که درسال504ق.حاکم یزد بود) به نام ابر و مبارکه دو قنات متصل به هم جاری کردند ( جعفری1343ص37) خواجه سرای وی به نام خواجه صواب نیز قنات آب صواب را جاری کرد (کاتب1345ص62)

دراین دوره  علاءالدوله گرشاسب40سال حاکم یزد بود و بعد از او دخترانش جانشین پدر شدند، اتابک این دو عزّالدین لنگر بود که روستای عزآباد را بناکرد(جعفری1343ص40)و مریم خاتون مادر سلطان قطب الدین که بعد از پسر عزالدین لنگر حاکم یزد شد ، مریاباد (مریم آباد)بساخت و قنات عالی جاری کرد (کاتب1345ص64)در زمان سلطان ابوسعید بهادرخان حاکم یزد بغدادخاتون همسر او درقصبه مهریجردقناتی جاری و به اسم خودموسوم ساخت و اکنون به قنات بغدادآباد مشهوراست (مستوفی1344ص26)

   نکته جالب در این دوره نقش زنان دراحداث قنات است که انسان را به یادفرشته باران و فرشته نگهبان آب می اندازد ، مسئله آبیاری درایران حتی در دوره های پیش از هخامنشیان از اهمیت برخوردار بوده است ، شاهان هخامنشی به سدسازی و کانال کشی اهمیت زیادی می داده اند ، در دوره ی ساسانیان از خصوصیات یک دبیر خوب نگهداشتن حساب مربوط به آبیاری بوده است ، آبیاری آن قدر اهمیت داشت که شاهان خود به طور مستقیم درآن نظارت داشتند ، شاپور دوم بعد از شکست دادن و اسیرساختن والرین امپراطور بیزانس او را وادار کرد در شوشتر شادروان بسازد (خسروی1355ص60-59)   

ادامه دارد

+   سعيد جانب اللهي ; ۳:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳٩۱

مروری برتاریخ یزد

یزد دردوره آل مظفر :  بعد از اتابکان آل مظفرروی کار آمدند که درتاریخ یزدنقطه­ی عطفی است ، برای نخستین بار این خطه سلسله­ای را در درون خود پرورش داد که بیش ازنیم قرن مقدرات صفحات جنوبی ایران را در دست داشت  آل مظفر ، میبد را پایگاه اصلی خود قرار دادند و از اینجا به نواحی دیگر(کرمان ، فارس ، اصفهان ، تبریز) چنگ انداختند ، لذا یزد از نظرسیاسی و اقتصادی به چنان اعتبار و اهمیتی دست یافت که درهیچ عصری ازتاریخ خود بدان منزلت نرسیده بود ( همان ، ص71) هرچندسلطه­ی آل مظفربرای مردم ولایات دیگر خفقان آور بود، ولی اوج شکوفایی و عظمت فرهنگی یزدمربوط به این زمان است ، درهیچ جای ایران به اندازه­ی یزد دارالتعلیم به وجودنیامد ، به­طوری که یزدبه دارالعلم ملقب شد.(همان جا)

    درسال 795ه. امیرتیموردریورش سه ساله­ی خود طوماردولت مظفری رادرنوردیدویزدرابه یکی از عمال خود سپرد  ، تیموردر مورد یزدکاری کردکه درطول فرمانروائیش سابقه نداشت ، اوپس ازتصرف یزددستور داد نسبت به اهالی یزدمدارا نمایندو مالیات دوساله را نگیرند و برج وباروی شهر راعمارت کنند ، او به اهمیت یزد واقف بود و به خوبی می دانست که باقتل عام مردم ، صنایع و    حرفه هایی که منحصر به یزداست نابودخواهدشد ( همان ، ص73)

   شاهرخ پسرتیمور حکومت یزد را به امیرجلال­الدین پسرچقماق شامی سپرد ، وی درحسن سلوک نسبت به مردم یزدنهایت اهتمام خویش رابه کاربرد و بناهای بسیاری از خود به جای گذاشت که بعضی از آن ها مثل میرچقماق هنوزپابرجاست ، سپس نوبت به امرای ترکمن رسیدکه درزمان آنهایزد رو به انحطاط رفت ، در دوره­ی صفویه نیز به علت افراط درتعصب مذهبی وکشتار بی مورد یزدلطمات فراوانی دید ازجمله دانشمندبزرگ قاضی میرحسین میبدی که به اتهام تسنن در زمان شاه اسماعیل به قتل رسید ، ولی چون درعصرصفوی بازرگانی ایران رونق یافت و ابریشم و منسوجات ایران در بازارهای اروپایی خریدار پیداکرد ، و بازرگانان اروپایی وهندی ازطریق راه های زمینی بین اصفهان ودهلی دررفت وآمدبودند و یزددر این مسیر قرارداشت ، به علت داشتن ابریشم ومنسوجات مرغوب رونق وا همیت زیادی یافت ( همان ، ص76-74) بااین حال زردشتیان یزد بواسطه­ی فشار و زورگویی های اواخرحکومت صفوی افغان هاراحمایت کردندو حتی درمحاصره ی اصفهان و سقوط آن شرکت داشتند.

 در دوره نادرشاه محمدتقی خان و فرزندانش تا اواخر زمان قاجار درنقش حاکم یا مستوفی یزدخدمت کردند ، این خاندان خدمات ارزنده ای به یزدکردند و آثار وبناهای فراوانی دریزد برآوردند ، باغ دولت آباد ، مدرسه خان ، بازارخان و بازار قیصریه .... از آثار این خاندان است.

 در دوره ی مشروطیت مردم یزدنیز به سهم خود در این نهضت ملی شرکت داشتندو تاتثبیت شدن اوضاع دشواریهای زیادی را از این بابت تحمل کردند ( همان ، صص7-76)     

+   سعيد جانب اللهي ; ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ امرداد ،۱۳٩۱

قنات شناسی

نگاهی به تا ریخ یزد :دربررسی تاریخ یزد نه تنها به شهریزد ، بلکه به جلگه یزد یا واحدارضی بزرگتری نظر داریم که ازشمال غرب تاحوالی اصفهان ازجنوب شرق تااستان کرمان و از غرب تامنطقه ابرکوه را در برمی گیرد ، این که در افسانه های تاریخی بنای اولیه مناطقی از یزد ، مثلا" میبدرا به سلیمان نبی     ( کاتب ، 1345 ، ص40) و یزد را به ضحاک (استانداری ،1375 ص55) و اسکندر     ( جعفری ،1343، ص26) و ابرکوه را به ابراهیم پیامبر نسبت داده­اند خود از نشانه­های دیرینگی تاریخ و فرهنگ این سرزمین کهن است،اسناد و شواهد

دیگری نیز در این زمینه وجود دارد ، مثل دست افزارهای سنگی یافته شده در دره های شیرکوه ، سنگ نگاره های ارنان و آثار تاریخی کهن  که همه مؤ یداین قول است.

  مدنیت یزددر دوره ای که کشاورزی آغاز می شود ، در چهارکانون عمده پا گرفته است و آنهاعبارتنداز :

کانون­های مهریز و فهرج ، یزد ، رستاق ، میبد که در امتداد شاهراه باستانی ری-کرمان قرارگرفته بودندو دردوره های باستانی جزء سرزمین های دوردست ماد شمرده می شدند.  (استانداری 1375ص56) تاریخ ­های محلی اولین بنای یزد را به اسکندر نسبت می دهند که وقتی به قصدخراسان از ری به استخرآمد و از راه ابرقو متوجه بیابان یزد شد ، چون بدین مقام رسید ، سی فرسنگ در سی فرسنگ آبادی ندید ،به مصلحت دید ارسطو برای نگهداشت اسرای جنگی بندخانه ای در این بیابان بساخت و"کثه" نام نهاد مقصود آنکه اول بنای یزد اسکندرساخت و به جهت زندان بپرداخت ، بدین علت "کثه"را زندان ذوالقرنین گفته اند ، مولانا حافظ نیز فرموده:

دلم ازوحشت زندان سکندربگرفت رخت بربندم وتاملک سلیمان بروم    

                                        (کاتب ، 1345، ص24)

   ازاین پس دیگرنامی از یزد نیست تازمان یزدگرد که اول نامش شاپور بود ،  به سبب مرضی که داشت درجستجوی هوای مناسب به اطراف می گشت که به این خطه رسیدوهوای آن درحال اومؤثرافتادوبهبودیافت ، عهدکردکه شهری دراین جا بسازدوساخت ونام آن را"یزدان گرد" نهاد ، از آن پس خود به یزدگرد معروف شد و این خطه به یزد مشهور گشت ( همان ، ص30-29) یزدگرد دوم یزد را به اقطاع فرزندان خود فیروزشاه و بلاسگردداد ، شاه فیروز دو ده در ولایت یزد

بساخت یکی فیروزآبادمجومرد و دیگر فیروزآبادمیبد ، دردوره قباد و پسرش انوشیروان هم آبادی­های چندی به یزد افزوده شد بنای میبد را به شاه مؤبد پسرقباد( همان ، ص38) و مهریز را به مهرنگار دختر انوشیروان نسبت داده اند ( همان ، ص41)  

     مردم یزد در زمان عثمان به اسلام گرویدند و در همان زمان دو قبیله از عرب در یزد مقیم گردانیدند( همان  ، ص53) درقرن چهارم هجری جمعی از علویان به یزد آمدند و محله ی معروف کوی حسینییان را به خود اختصاص دادند ، معروفترین آن­ها امامزاده سید جعفر ست که از سادات عریضی (oreyzi) بود. این خانواده دریزد مصدر کارهای بزرگی بوده­اند ، درسال 443 ه .ق طغرل حکومت یزد رابه فرامرز کاکوئی داد که دریزد منشأ اثروباعث خیروبرکت شدندو درتوسعه شهر و رفاه مردم سعی فراوان داشتند مساجد و مدارس و قنات­های متعددی ایجاد کردند ( جعفری (1343) ص37، استانداری ( 1375) ص8-57)

  باضعف دولت سلاجقه اتابکان از دولت مرکزی فاصله گرفتند وبه مروربدان پایه رسیدندکه هرگاه سلاجقه­ی کرمان وقراختائیان آن سامان به مشکل بر می­خوردند به اتابکان یزد نزدیک می شدند ،

اتابکان در آبادی و عمران یزد کوشش های وافر می کردند و بناهای بسیار از خود به یادگارگذاشتند بعدخواهیم گفت که حتی کنیزان وخواجه سراهای آنان به احداث ده  و قنات اقدام کردند.

در زمان حمله­ی مغول سلطان قطب­الدین حاکم یزد بود ، وی سلطه­ ی مغولان راپذیرفت بااین سیاست او و جانشینان او در مقام خود ابقاء شدند و باکفایت و زیرکی یزد را از ایلغارمغولان مصون داشتند ( همان ص9-58)

+   سعيد جانب اللهي ; ۱:٠٧ ‎ب.ظ ; جمعه ٦ امرداد ،۱۳٩۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir