قنات شناسی

تاریخچه ی قنات

تمدن های اولیه و فرهنگ های بزرگ وگسترده همگی درکنار رودها یاچشمه های بزرگ شکل گرفته است ، امادر عین حال چه بسیار       تپه ها و محوطه های باستانی وجود دارد که در اطراف آنهاگاهی تاکیلومترهامنابع آب دیده نمی شود ، پس انسان های مستقر در این   تپه هاچگونه نیاز خود را به آب تأمین می کرده اند وانگهی باافزایش جمعیت بخصوص پس از مهاجرت آریایی ها به ایران در اوخر هزاره ی دوم قبل از میلاد دیگر منابع موجود و قابل دسترس پاسخگوی نیازها نبود و مردمان را به فکر چاره جویی انداخت ، نخست اندیشه ی انتقال آب رودخانه به نقاط دورتر و سپس استفاده از منابع زیرزمینی از طریق حفرچاه را آغاز کردند، برداشت آب ازچاه ، اول بادست و نیروی انسانی بود ، بتدریج به فن گاوچاه و چرخاب دست یافتند وتامدتها مزارع خودرا با این وسیله آبیاری می کردند ، با تلاش پی گیر برای دستیابی به     راه های ساده تر برای استحصال آب به بزرگترین کشف خویش یعنی حفر قنات رسیدند . گوبلو معتقد است آب های نشتی در داخل معادن معدنچیان رابه فکر وا داشت که به طریقی آن را به خارج معدن منتقل کنند ، برای این منظور اقدام به حفر دهلیزهای زیرزمینی و انتقال      آب های مزاحم به سطح زمین کردند ، بنابراین شکی نیست که عنصر اصلی قنات یعنی دهلیز زهکشی آب ، یک ابداع معدنچیان است (گوبلو13ص107) البته برخی نظر او را صائب ندانسته اند ، نامبرده معتقد است که اهالی اورارتور برای نخستین بار قنات را به کارگرفتند ؟ بعدها بر اثر نفوذ مادها و پارس ها این فن از امپراطوری اورارتورها واقع درشمال غربی ایران به سوی جنوب و شرق و سرتاسر فلات ایزان انتقال یافت و توسط سناخریب پادشاه آشور (624-584ق.م) در بین النهرین مورد استفاده قرار گرفت و هخامنشیان این تکنیک را به مصر منتقل کردند  امروزه 90% قنات های موجود درجهان در فضای فرهنگ ایرانی قرار دارد و همیشه وضع از این قرار بوده و این تکنیک در انحصار ایران بوده است (همان ، ص45) وی از قول یکی از جهانگردان به نام دوپره می نویسد : در دنیا کشوری که بتوانداز لحاظ هنر آبیاری با ایران برابری کند وجود ندارد و از قول ژوبردوپاسا جهانگرد دیگری می افزاید بدون قنات نه پاسارگادی وجود می داشت و نه تخت جمشیدی ( همان ، ص144)

آمارقنات های ایران: قدیم ترین آمار موجود مربوط به سالهای1329تعدادقناتهای ایران را40000 باآب دهی600000 لیتر در ثانیه ذکر کرده است ، طبق برآورد دیگری در سال 1340در ایران 30000قنات وجود داشته که  20000 آن با آب دهی  5600000 لیتر در ثانیه دایر بوده است (همان ، ص150) بر اساس آمار غیرمدون موجود در بخش آب های زیرزمینی وزارت نیرو درسال1360 تعداد 19442قنات دایر بوده است که به موجب آمار 1366به 23453  قنات افزایش یافته است (کردوانی (1371) ص 505)    طول قنات های ایران بالغ بر 350000 کیلومتر یعنی تقریبا برابر با فاصله  بین کره ماه و زمین است  (همان ص317)

قنات های مشهور و قدیمی ایران مربوط به استان های خراسان ، کرمان ، یزد  ، آذربایجان شرقی ، اصفهان و سمنان است عمیق ترین مادرچاه مربوط به قنات قصبه است که بنا بر پژوهش های باستان شناسی رشته اصلی آن حدود 2000 سال پیش حفر گردیده و قدمت آن موجب رواج افسانه های فراوان در باره ی آن شده است ، این همان قنات است که ناصر خسرو در سال 442 ق. عمق آن را 700 گز و طول آن را چهار فرسنگ ذکر کرده است ، اما بر اساس تحقیقات یاد شده مادر چاه آن 200 متر عمق دارد و طول آن  13135متر است (لباف1376ص5-274)

سابقه قنات دریزد

  یزد یکی ازمناطق قدیمی است که قنات های معروف باسابقه چندصدساله داشته است ، حفر اولین قنات یزدرا همزمان بابنای شهر و به اسکندر نسبت می دهند ، بنا به نوشته ی تاریخ های محلی اسکندر بعضی از سرهنکان داراب را که  اعتمادی به ایشان نداشت باخود همراه کرد و ازعراق متوجه خراسان شد ، چون به سر بیابان خراسان رسید که اکنون شهر یزد است ، به لشکر بفرمود تا قلعه ای بساختند ونهری جاری کردند وکسی ازآن خودرا آنجا بنشاند و آن جماعت را درآن ساکن گردانید و آن مقام را کثه نام نهاد و این اول عمارت یزد است که آن را زندان ذوالقرنین می خوانند (جعفری1343ص26) بنا به قول کاتب مؤلف تاریخ جدید یزد این قنات ده آباد نام داشته و تازمان وی دایر بوده است(کاتب 1345ص25) .

بااین حال طبق متون تاریخی سابقه بیشتر قنات های یزد به دوره ی ساسانیان می رسد ، آبادی های زیادی دریزد وجود داردکه تاریخ های محلی بنای آن ها را به شاهزادگان یا بزرگان ساسانی نسبت داده اند ، مستوفی نوشته است:انوشیروان از دختر خاقان چین دو فرزندکرامت شد  یک پسر ویک دختر ، پسررا هرمزشاه و دختر را مهرنگار نام کرد انوشیروان یزد را به اقطاع مهرنگار داد ، چون مهرنگار مالک رقاب یزد گردید  عاملان نصب فرمود و عمال را مأمور ساخت که بنایان و مقنیان که از ممالک به یزد آورده اند به عمارت و احداث قنوات مامور گردانند از آن جمله در 8 فرسخی شهر دیهی وسیع ساخت و آن را به نام خود مهرگرد نام کرد و اکنون آن قصبه را مهریجرد می خوانند ، و قناتی جاری ساخته مهرپادین نام گذاشت ( مستوفی 1342ص26) و هرمز در یک فرسخی مهریجرد قنات جاری ساخته دهی معتبر عمارت کرد و آن را هرمز نام نهاد و اکنون به خورمیز اشتهار یافته ( همان جا)  و درجای دیگر می نویسد ، وقتی پادشاهی به ایران دخت قراریافت ، او سرهنگی خاص به حکومت یزدنامزد فرمود ابرند نام ، او به یزد آمدحسب الامر در دو فرسنگی شهر دیهی احداث نمود و بیوتات و بساتین و کشتخوانات مرتب داشت وقناتی جاری ساخت وآن قریه راایران آباد نام نهاد ، قریب 700سال آباد بود و بعد فتوری در آن پیش آمد و اکنون آباد است و آن را ابرندآباد می گویند (همان ص31-30) همو آب مدوار را به چند قسم منقسم گردانید و در حوالی مهریجرد به 14 تغار قسمت نمود که در10روستای: مهریجرد،منگاباد ،  سریزد ، فهرج ،خویدک ، فتحاباد ، نعیماد ، مریاباد (مریم آباد) ، پای کوشک و خورمیز شرب می شود .

   در دوره ی سلاجقه این نهضت حتی به کنیزان و خواجه سرایان هم سرایت کرد ، به طوری که دو کنیز ارسلان خاتون ( همسرعلاء الدوله کالنجار که درسال504ق.حاکم یزد بود) به نام ابر و مبارکه دو قنات متصل به هم جاری کردند ( جعفری1343ص37) خواجه سرای وی به نام خواجه صواب نیز قنات آب صواب را جاری کرد (کاتب1345ص62)

دراین دوره  علاءالدوله گرشاسب40سال حاکم یزد بود و بعد از او دخترانش جانشین پدر شدند، اتابک این دو عزّالدین لنگر بود که روستای عزآباد را بناکرد(جعفری1343ص40)و مریم خاتون مادر سلطان قطب الدین که بعد از پسر عزالدین لنگر حاکم یزد شد ، مریاباد (مریم آباد)بساخت و قنات عالی جاری کرد (کاتب1345ص64)در زمان سلطان ابوسعید بهادرخان حاکم یزد بغدادخاتون همسر او درقصبه مهریجردقناتی جاری و به اسم خودموسوم ساخت و اکنون به قنات بغدادآباد مشهوراست (مستوفی1344ص26)

   نکته جالب در این دوره نقش زنان دراحداث قنات است که انسان را به یادفرشته باران و فرشته نگهبان آب می اندازد ، مسئله آبیاری درایران حتی در دوره های پیش از هخامنشیان از اهمیت برخوردار بوده است ، شاهان هخامنشی به سدسازی و کانال کشی اهمیت زیادی می داده اند ، در دوره ی ساسانیان از خصوصیات یک دبیر خوب نگهداشتن حساب مربوط به آبیاری بوده است ، آبیاری آن قدر اهمیت داشت که شاهان خود به طور مستقیم درآن نظارت داشتند ، شاپور دوم بعد از شکست دادن و اسیرساختن والرین امپراطور بیزانس او را وادار کرد در شوشتر شادروان بسازد (خسروی1355ص60-59)   

ادامه دارد

+   سعید جانب اللهی ; ۳:٤٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳٩۱

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir